ای کاش بیاید

دلم گرفته. هوای گریه دارم. چند روزی است که بغضی به گلو میآید و نمیشکند. نمیشکند تا مرحمی بر دل خسته باشد. و شاید این بغضهای نشکن از سر غریبی در این دنیای کوچک باشد. دنیایی که دیگر برای انسانهای کوچکی چون من جای زیادی ندارد.
شاید و نشایدها بسیار است و من هر روز بیشتر به قصهی غصهی تنهایی خود دامن میزنم. هر روز بیشتر از روز گذشته در لاک تنهایی خود فرو میروم. تنهایی و خاطرات و رویاهای نیمهتمام. روزها را به شب میرسانم و انتظاری از فرداها ندارم. فرداهایی که آمدن و نیامدنشان برایم یکسان است.
دنیای غریبی است. حس میکنم که در این دنیای غریب من از همه غریبهترم! مدتها انتظار دیدار کسی را میکشیدم که راز دل با او بگویم و خود را از این هزارتوی بی انجام برهانم. اما نیامد! شاید بگویند زود از انتظار دست کشید، ولی نه! به اندازهی تاریخ انتظار کشیدم و اکنون تنها با خود میگویم: شاید این بار نوبت اوست. اوست که باید مرا در این آشفته بازار بجوید. من که هرچه گشتم نیافتمش. بر هر گذری، اعلانی گذاشتم و خود را شهره خاص و عام کردم او را نیافتم. این بار اوست که باید به سراغ صید بیاید. هر چه از پی صیّاد دویدم بیشر دام برچید و هر چه بیشتر به دنبالش گشتم بیشتر چهره پوشید. از جستجوی صیّادی که از این صید لاغر غافل است خستهام. هر چه باشد صیدی گفتهاند و صیّادی!
ولی ای کاش بیاید...


7 Comments:
خودم شکارت میکنم
تو غلط میکِنی
!!!
حالا در هر صورت من شکارت می کنم
جستن!
تنها مسیر بی ابهام
که از نجوای بی مقدار پا بر فراتر از فرش زمین می گذارد.
اجبار!
می شود مطاع
و تسلطش بر تمام قسمت ها ی زندگی نقش می بندد.
جان سپرده ام!
بدون نطفه
غرق می باید شد....
من ژامبونم!
سلام ژامبون جان
چون هیچ آدرسی به جا نگذاشتی مجبورم همینجا ازت تشکر کنم
.
.
.
ممنون از نظرت
bah bah.. salam aghaye kaboudian.. hale shoma?!?!!? khosh migzare be salamT? montazere kiyin ke Byad? :-?
Post a Comment
<< Home