Thursday, October 25, 2007

سرباز شدم

سلامی دوباره با بوی خوش آش
مثل اینکه ما 2 ماه نبودیم اینجا هم تعطیل بوده و بقیه دوستان هم چیزی ننوشتن،ما هم بالاخره سرباز شدیم و رفتیم سربازی و در اولین فرصت همه خاطراتم را از طول دوران آموزشی اینجا مینویسم تا مخصوصا دوستانی که آموزشی رو تو پادگان مالک اشتر اراک میگذرونن بیشتر با اونجا آشنا بشن، خلاصه اومدیم و منتظریم که ببینیم کجا تقسیم میشیم، برام دعا کنید جای خوبی بیوفتم.
دوستان عزیز اینجا تعطیل نشده و هرگز هم نخواهد شد، حداقل تا زمانی که من زنده باشم، هر چند که بقیه دوستان در نوشتن در اینجا کم لطفی میکنن و شما هم در نظر دادن کم لطفی می کنید.
از سربازی هم فعلا فقط مینویسم که تا قبل از اینکه برم فکر میکردم سربازی الافی هست، اما حالا میگم الافی فقط برای یک ثانیه اش هست،من اگه دستم به این رضاخان برسه که سربازی رو درست کرد، میدونم باهاش چه کار کنم